بمانَد سالها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذرّه خاک افتاده جایی
غرض نقشی ست کز ما باز ماند
که هستی را نمی بینم بقایی
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کند در حق مسکینان دعایی
من آیدین خوشنویس حسینی شاگرد آموزگاری پیری به نام روزگار هستم، روزگاری که همیشه من را شگفتزده کرده است. از وقتی جهان را شناختم فهمیدم یک انسان معمولیام، در هیچ زمینهای کامل نیستم و اصولا حرف مفیدی برای گفتن ندارم. حتی بر خلاف تصورم، دیگران آنچنان که باید به من امیدوار نبودند. تلاشم همیشه این بوده که آموختههای خود را، چه بهصورت شفاهی و چه مکتوب، گردآوری و ثبت کنم. مطالب این سایت نیز گامی در همین مسیر است. هر چند کوتاه، در حد توان کوشیدهام که عمیق و مفید باشند.
هنگامی که به مطالعه تاریخ و ادبیات روی آوردم، گمان نمیکردم این کار چنین گسترده و پر چالش باشد. اما به لطف پروردگار، تحقیقات و پژوهشهایم در تاریخ ۱ مهرماه ۱۴۰۱ خورشیدی آغاز شد و پایانی برای آن متصور نیستم.
این سؤال همیشه برایم مطرح بود چرا باید تاریخ بدانیم؟
نخست باید این سؤال را از خودمان بپرسیم چرا اسکندر مقدونی، اعراب و مغولها بعد از تصرف ایران، کتابها و کتاب خانهها را سوزاندند؟ این اقدام برای آنها چه فایدهای داشت؟
پاسخی که یافتم: آنها میخواستند مردمان آینده این سرزمین ندانند روزگاری چه شکوه و عظمتی داشتند. از این رو همیشه منابع شکوهمند تاریخی توسط دشمنان هدف حمله و از بین رفتن بوده است و اکنون عدّهای از آگاه شدن مردم از عظمت خود خرسند نیستند. پس پژوهش و پاسداری از تاریخ، وظیفهای است که بر دوش هر انسان آگاهی قرار دارد.
بدون تردید انحطاط تاریخنگاری در هر جامعهای از بزرگترین علل انحطاط اجتماعی آن جامعه میباشد. دانستن تاریخ بر خلاف تفکّر عدّهای نه تنها واپسنگری نیست بلکه استوار کردن قدمهای پیش رو برای آینده است. تاریخ به ما درسهایی از اشتباهات گذشتگان میدهد و چراغی روشن میکند برای مسیرهای آینده.
ادبیات و شعر در میان ملل مختلف نشان دهنده انسانیّت، قدمت، فرهنگ و ادب آن ملّت است. زبان و ادبیات وسایلی هستند که به واسطه آن فرهنگ حفظ و به خارج از مرزهای یک ملّت صادر میشود.